پراکنده نوشت

خرید بک لینک
هوالحقامشب از اون شباییه که نمیتونم بخوابم.... دلبند جان که تا 1 و نیم تکون خوردو چرخید و نذاشت بخوابم..... تا الانم درد لگنو معده درد و بی قراری بدنم نذاشته بخوابم..... امروز صبح غرق خواب بودم که با پراکنده نوشت...

ما را در سایت پراکنده نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 4:58

هوالحقسه شنبه هوا آفتابی بود.... اینه که اشکان زودتر اومد تا بریم با هم دور بزنیم.... نهار لوبیا درست کرده بودم.... تا اشکان دوش بگیره نهار و آماده کردم.... و زنگ زدم قالیشویی که بیان فرشارو ببرن.... پراکنده نوشت...

ما را در سایت پراکنده نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 4:58

صفحه بندی